یک
2
سه

روش های تشخیص

روش های درمانی

مرحله اول: اميد سازي يا القاي اميد

 بوردين  اتحاد كاري را به عنوان همكاري بين درمانگر و مراجع تعريف كرده كه مبتني بر توافق در مورد اهداف و تكاليف مشاوره و گسترش پيوند و دلبستگي شخصي است. الحاق به اميد در درمان معمولا بر حسب دوست داشتن،اعتمادورزي، و احترام به همديگر ،احساس تعهد دوجانبه، و درك فعاليت بيان مي‌شود. به عقيده اسنايدر و همكارانشاميد وقتي جوانه مي‌زند كه افراد پيوند قوي با يك يا بيش از يك نفر مراقبت كننده برقرار مي‌كنند تا احساس كنند بر محيط اطراف كنترل دارند. اتحاد درماني و ادبيات اميد بخش حاكي است كه اتحاد اميد وارانه شامل:

1. مذاكره احترام آميز درباره اهداف درماني انعطاف پذير،

2. خلق راههاي زياد و متنوع براي دست يابي به هدف،

و 3. تبديل حس ارتباط بين درمانگر و مراجع به انرژي رواني مورد نياز براي تداوم تعقيب اهداف درماني است.

 

گام اول. اميديابي: تشخيص اميد از طريق گفتن داستان خود

زندگي هر کسي داستاني دارد. اين داستانها درما احساس همبستگي و استمراردر زندگي ايجاد مي‌آورند و سرنخ‌هايي را براي اميدواري ما به آينده به دست مي‌دهند. همان طور که مارسل مي‌گويد، اميد از طريق زمان اثر مي‌گذارد  و نوعي خاطره از آينده است .‌ قسمت مهمي ازفرايند اميد يابي عبارت از تشخيص رشته‌هايي از اميد که زندگي مان را احاطه کرده اند. در مانگر مي‌تواند از طريق داستانها به مراجع کمک کند که اين رشته‌هاي اميد را شناسايي کند. دعوت از اشخاص براي گفتن قصه زندگي شان مي‌تواند درک و فهم ما را ازاينکه اميد چگونه رشد کرده، ازبين رفته يا در طي زندگي دچار رکود شده است، تسريع کند. داستانها فرصتي را در اختيار درمانگر مي‌گذارند تا نگرشهاي اميدوارانه ، به ويژه نگرشهايي که ممکن است به دليل خاطرات يا افکار ديگري رنگ باخته اند، روشن کند.

اميد درماني اساسا" حال محور و آينده مدار است و به مراجع کمک مي‌کند تا با نگاهي به اهداف آينده بررسي کند که در حال حاضر چه چيزي در جريان است. با اين حال از سابقه فردي نبايد غفلت شود. درمانگر با تمر کز بر حيطه‌هاي خاصي از زندگي مر اجع مي‌تواند به روشن سازي نقش اميد در اين حيطه ها کمک کند. با خواستن از مراجع براي گفتن قصه خود که با مشکلات فعلي مرتبط است مي‌توان احساس حرکت به وجود آورد و به آنها کمک کرد که کمتر احساس کنند گير افتاده اند. اين يک فرايند آموزشي است که که طراحي شده است تا معلوم کند که چگونه اتفاقات فعلي مي‌توانند مقدم بر اقدامات و احساسات آتي باشند. مر اجع به گذشته مي‌نگرد تا بفهمد که چگونه وارد زمان حال شده است و ياد بگيرد که چطور در نوشتن آينده خود بيشتر درگير شود. درمانگرکار را با ارايه منطقي به مراجع براي گفتن داستان خويش آغاز مي‌کند براي مثال مي‌گويد که هدف اين است که مطالب اميد بخش را در طول زندگيش کشف کند. مراجع مهيا مي‌شود تا اين عناصر را در داستانش جستجوکند. به طور متناقضي، آن دسته از کساني که در يافتن اميد مقاومت نشان مي‌دهند، نمي‌توانند از جستجوي عناصر اميد بخش امتناع کنند. بسيار مهم است که درمانگر در شناسايي اين قبيل دفاع ها در مراجع گوش به زنگ باشد و توضيح دهد که براي بعضي از مردم يافتن اميد ابتدا به ساکن خيلي راحت نيست. بنابراين تکرار داستان در اين تمرين لازم است تا مراجع مسير توجه خود را پيدا کند. در اين مرحله درمانگر شش اقدام انجام مي‌دهد:

1. آموزش تن آرامي و مراقبه هدايت شده. هر جلسه حکايتي را با تمرين تن آرامي مختصري يا مراقبه هدايت شده شروع مي‌کند تا به مراجع کمک کند که با تصاوير ذهني و احساساتش بهتر هماهنگ شود .

2. روي حيطه مشکل ساز تمرکز مي‌کند، و با اولين خاطرات مربوط به اين حيطه کار را آغاز مي‌کند. و. آن حيطه را از زواياي متعدد در زندگي مراجع کشف مي‌کند.

3. به مراجع کمک مي‌کند که وقايع موجود در داستانها را از منظر اميد تعبير دهد و مشتاق است که هر وقت لازم باشد به مراجع جهت را نشان دهد.

4. با جهت دهي دوباره مراجع به زمان حال از هر جلسه حکايتي نتيجه گيري کند. داستانهاي قبلي را به همديگر و به مساله فعلي مراجع ربط دهد.

5. در استفاده از داستانها ثبات قدم دارد. وقتي حيطه اي کشف شد درجلسات بعدي به ادامه داستان مي‌پردازد.

6. نوشته‌هاي اميد را در بين جلسات تشويق مي‌کند. هميشه پيشرفت تکاليف خانگي را وارسي مي‌کند و درباره عکس العمل مراجع به اين جريان بحث مي‌کند. براي مثال از مراجع مي‌خواهد روزانه 20 دقيقه درباره اهداف مربوط به حيطه و اينکه چگونه در وهله‌هاي مختلف در زندگي با آنها سروکار داشته است، بنويسد.‌

در مرحله اميد يابي، مي‌توان از فنون سنجش رسمي استفاده کرد. سنجش اميد فقط براي اندازه گيري عددي اميد ياورجويان استفاده نمي‌شود. در واقع اگر سنجش به درستي انجام شود، مي‌تواند اطلاعات بيشتري را درباره سازه اميد و روشي که بدان طريق سطوح اميد آنها ممکن است به جنگ و پيروزي‌هاي اخير مرتبط است، دراختيار ياورجويان مي‌گذارد. همين طور ،مي‌تواند به ياور جو کمک کند تا نتايج دلخواه براي درمان تجسم کند. استفاده از ابزارهاي اندازه گيري اميد بايد به درمانگر کمک کند تا اميد را از چشم اندازي بسنجد که ممکن است

(1) ارتباط بين اميد و مشکلات متصور را روشن کند و

(2) درک و فهم درمانگر را از فرايند‌هاي شناختي مراجع بيشتر کند

و (3) پيشرفت مورد نظر درمانجو را در افزايش توانايي وي براي وارد شدن در افکاري که بازتاب ماده سوالات است، چارچوب دهد.

 

گام دوم. تحکيم اميد (نگاهي نو به اتحاد موثر)

توانايي درمانگر در الگو سازي تفکر و رفتار اميدوارانه ممکن است در اثربخشي درماني نقش داشته باشد . يک چنين سرمشق دهي در بافت رابطه درماني روي مي‌دهد. تحکيم اميد يا تشکيل اتحاد درماني اميدوارانه سالم مراجع را در بافت درماني اميد بخشي قرار مي‌دهد. اين پيوند رابطه اي را خلق مي‌کند که در آن اراده مراجع را مي‌توان همراه با (احتمالا) راهها افزايش داد. بوردين اتحاد درماني را به عنوان رابطه منسجمي با سه مولفه: تکاليف، اهداف، و پيوند در نظر مي‌گرفت. تکاليف به آن دسته از افکار و رفتارهاي درون جلسه اشاره مي‌کنند که مواد فرايند درمان را فراهم مي‌کنند. اهداف عبارت از آماج يا نتايج مورد نظر مداخله هستند. پيوند، دلبستگي شخصي مثبت پيچيده اي بين مراجع و درمانگر است که مشخصه آن اعتماد و احترام متقابل است .

در اميد درماني، تحکيم اميد با تاکيد يکسان بر سه جنبه اتحاد موثر حاصل مي‌شود. درواقع، اميد سازي( القاي اميد) با رشد هر سه مولفه ي اتحاد کاري /موثر موازي است. نبايد فراموش کرد که اميد ممکن است بر حسب اينکه مردم چگونه درباره اهداف مي‌انديشند، درک مي‌شود. انديشيدن درباره اهداف در دو مولفه تعريف مي‌شود. اول، افکاري وجود دارند که مردم درباره توانايي شان براي ايجاد يک يا بيش از يک راه موثر براي اهداف شان به وجود مي‌آورند. دوم، افکاري وجود دارند که مردم با توجه به توانايي شان براي شروع و ادامه حرکت بر اساس راههاي برگزيده به سوي اهداف دارا مي‌باشند (اسنايدر و مک درموت و ديگران، 1997؛ ص180). با توجه به اهداف مورد نظر، اين تعريف از اميد، به نظر مي‌رسد که اهداف اتحاد کارآمد به افکار هدفمند اميدوارانه ، تکاليف به راهها، و پيوند به اراده تبديل مي‌شوند.

صاحب نظران رواندرماني عقيده دارند که اتحاد يا پيوند درماني مولفه لازم براي تغيير است. در حالي که اميد شرط اساسي و گريز ناپذير مداخلات موفقيت آميز است. بنابراين ، با احتياط مي‌توان گفت که آن اعمالي که رابطه کارآمد را بهبود مي‌بخشند، اميد را هم القا مي‌کنند. بنابراين، نکات زير براي اميد درمانگران مفيد است .

1.اميد درمانگران همدلي، اعتماد، و درک مراجع را فراهم مي‌سازند.

2.اميد درمانگرها اميد را با زبان و رفتارشان الگو سازي مي‌کنند.

3. اميد درمانگران فعالانه با مراجع به شيوه اي کارآگاه مانند همکاري مي‌کنند تا مولفه‌هاي تفکر اميد بخش را براي آن مراجع يافته و درک کنند.

4.اميد درمانگران فورا" اتحادهاي اميد بخشي را شکل مي‌دهند که اميد را در مراحل اوليه فرايند درمان بالا مي‌برند.

رابطه درماني اميدبخش براي ايجاد تغيير شناختي و افزايش اميد لازم و شايد بسنده باشد. اميد، اميد مي‌آورد. اميد ذاتا" يک جريان تعاملي است  روابط اميد بخش(دوستيها، و نيز روابط کارمند- کارفرما، مربي- ورزشکار، معلم– شاگردي) اميد را افزايش مي‌دهند.

 

ارسال نظر


 

 

 

 

تمامی حقوق این سایت محفوظ است

طراحی و اجرا :گروه نرم افزاری داده 24