یک
2
سه

محبوب ترین مطالب

روش های تشخیص

روش های درمانی

نبض

تشخیص بیماری ها از طریق نبض

علم نبض شناسی ، یکی از مهمترین و اساسی ترین مباحث پزشکی قدیم را تشکیل می داده است ولی امروزه کمتر مورد توجه قرار گرفته است زیرا پزشکان قدیم که تشخیص بیماریها را منحصراً بوسیله معاینه مستقیم بیمار و امتحانات بالینی می دادند ، بوسیله گرفتن نبض بسیاری از بیماریها را تشخیص می دادند. پزشکان قدیم ایران و یونان و چین و هند اختلالات بدنی و انواع گوناگون بیماریها را بوسیله نبض تشخیص می دادند به این جهت نظر به اهمیت مساًله نبض در نزد قدما ضرورتاً برای روشن شدن ذهن پزشکان و محققان کنونی توضیحاتی در این باره خواهیم داد. دانشمندان اروپایی در چند قرن اخیر به موازات پیشرفتها و اکتشافاتی که در رشته های مختلف دانش پزشکی نموده اند مطالعات و تحقیقات زیادی نیز درباره نبض داشته اند. عده ای از حکما نبض را ناشی از انبساط مجرای خون می دانستند، و گروهی دیگر تصور می کردند که بر آمدن و یا به جلو افتادن شریان است که نبض را بوجود می آورد، ولی عده ای این عقیده را داشتند که این پدیده معلول دراز شدن و کشیده شدن مجرای خون است، و بالاخره نظر گروهی این بوده است که علت را در برخورد و تصادم خون با جدار شریان می دانستند.

 

نبض چیست ؟

نبض حرکت شریانها را گویند، هر انقباض بطن چپ مقداری خون وارد آئورت مینماید که موجب انبساط آن میگردد. این انبساط مانند موجی در طول تمام شرائین انتشار می یابد زیرا بافت شرائین(و کلا همه عروق )ارتجاعی و کش می آید. برای اینکه عبور موج را حس کنیم بهتر است انگشت را روی شریانی بگذاریم که روی یک سطح استخوانی قرار گرفته باشد تا آنکه بالا و پائین آمدن جدار شریان به خوبی محسوس گردد این حرکت جدار شریان را نبض می نامند. در افراد بالغ ، سرعت طبیعی نبض عبارت از هفتادو دو ضربان در هر دقیقه است ، اما عواملی از قبیل سن و جنس و قامت و غیره  در تعداد ضربانات نبض موثر می باشند. عواملی که باعث تغییر میدان نوسان نبض می گردد عبارتند از، نیروی انقباض بطن قلب ، حجم‌ خون و چگونگی فشار شریانی و پاره ای عوامل موضعی از قبیل قطر داخلی شریان و مسافتی که شریان را از قلب جدا می سازد ،در سرعت نبض (یعنی در تکرار ضربانهای قلب)‌عواملی دخیل هستند که پاره ای از این عوامل تاثیر خود را در جهت واحدی اعمال می کنند و در نتیجه همسوو مقوی یکدیگر میباشند ، لکن پاره ای دیگر در جهت معکوس بوده و لذا اثرات عوامل دسته اول را تخفیف و تقلیل می بخشند  از انواع دسته بندی شده آن چنین است:

نبض را چگونه باید جست:

نبض را بوسیله 4 انگشت باید پیدا کرد مسبحه ، وسطی، بنصر،خنضر، یعنی انگشت اشاره ، انگشت وسط ، انگشت حلقه و انگشت کوچک و پایانی ، (همه‌ چهار انگشت یک دست به غیر از شصت ) و نبض را باید از یک طرف و از روی ساعد یافت با کمی خمیدن و شکستن دست به سمت بالا، نبض دست راست باید به وسیله دست راست نباض ،

و نبض دست چپ بیمار بوسیله دست چپ نباض باید گرفته شود. نبض باید از سمت داخلی ساعد گرفته ‌شود.

چرا که اگر از سمت خارج ساعد لمس شود حرکت شریان عریض تر و بلند تر خواهد بود و طولش در این حال کم خواهد شد مخصوصاً اگر فرد لاغر باشد ولی اگر به سمت پشت برگردانده شود درازتر و بلندتر خواهد شد و عرضش کمتر و این بهترین نوع نبض گیری است و دستی که می خواهیم از آن نبض بگیریم باید آسوده و راحت باشد اگر می خواهیم که نبض قوی را بیابیم باید این نوع نبض را به وسیله سر انگشتان لمس کنیم و سر انگشتان را باید با فشار بر روی رگ قرار دهیم تا بتوانیم تمام علائم بیماری را دریابیم ، برای گرفتن نبض از افراد ضعیف و سبک وزن فشار به شریان باید کمتر باشد درحالیکه انگشتان طبیب باید لطیف باشد نباض باید دارای قوت بالای فکری و تمرکز کامل باشد تا بتواند با گرفتن نبض به حقیقت شادی و خشم و اندوه و مانند آن در بیمار پی ببرد.نبض را نباید بعد از رنج و ریاضت و گرمابه و خواب افراطی و بیخوابی و بعد از سیری فراوان و گرسنگی و حال ضعف جست، بدلیل آنکه نبض هر شخصی باید در خور مزاج و قوای جسمانی و حرکتهای بدنی و نفسانی شریان در حال عادی باشد.

 

نبض از نظر جنس

نبض به قول طبیبان ازده جنس است:

یکی مقدار حرکت ، دوم سرعت و کندی ، سوم تواتر و تفاوت ، چهارم قوت و ضعف ، پنجم نرمی و سختی رگ ، ششم گرمی و سردی رگ ، هفتم پری و سستی رگ ، هشتم استوا و اختلاف ، نهم نظام حرکتها و سکونها، دهم وزن زمان حرکت و سکون.

آنچه از مقدار و اندازه رگ می جویند: از درازی و پهنی و افراشتگی باید یافت بدلیل آنکه برای اندازه گرفتن جسم هم این سه مورد را در نظرمی گیرند. درازی را در زبان فارسی‌ طول می گویند، و پهنی ‌را عرض می ‌نامند و افراشتگی همان عمق است به همین دلایل انواع نبض ساده با این سه خصیصه 9 نوع می باشد.

سه مورد از 9 مورد نبض در اثر درازی (یعنی طول) رگ پدید می آید و آن:

(طویل و قصیر و معتدل)

طویل : حرکتی است از نبض که درازی آن و طول آن به وسیله همه انگشتان دریافت می شود.

قصیر: نوعی از نبض است که فقط در یک انگشت حس می شود و کوتاه است .

معتدل میان کوتاه و بلند است و سه نوع دیگر آن در اثر پهنای رگ پدید می آید و آن ، عریض ، ضیق و معتدل است.

عریض: نبضی است که پهنای حرکت رگ با تمام انگشتان حس می شود .

ضیق نبضی است که حرکت رگها تنگ است و بر خلاف نبض عریض است‌.

معتدل: میان ضیق و عریض را گویند. و نبض خفیف و (تنگ و باریک) نبض دقیق را می گویند و دقیق به زبان خودمان یعنی باریک می باشد و سه نوع دیگر در بلندی و افراشتگی رگ پدید می آید یعنی در حجم . و آن نبض ها، مشرف ، منخفض و معتدل می باشد.

مشرف: نبضی است که دو عمق بلند می باشد که به آن شاهق گویند با فشار قطع نمی شود.  

منخفض: نبضی است که پست و افتاده است و عمق ندارد با فشار خیلی سریع قطع میشود و بر خلاف شاهق می باشد.

 معتدل از نظرعمق میان این دو نبض می باشد.

 

نبضهای خاص :

اول   ذنب الفار (یعنی دم موش) و این دو گونه می باشد و این نبضی است که می تواند بصورت رشته‌های زیاد و به هم پیوسته و هم بصورت تک رشته ای باشد چنین است که نخست با حرکتی قوی یا عظیم و یا سریع آغاز می شود و بتدریج ضعیف و کوچک و کند می ‌شود و از این دو حال بیرون‌ نمی ‌باشد یا به حدی سریع می شود که نمی شود آن را پیدا کرد یا به حدی میرسد که به راحتی می توان آن را یافت و به سرعت هم حرکتش کند می شود و از بین می رود.

دوم   نبض مسلی (این نبضی است که مرکب از دو نبض ذنب الفار می باشد) نبضی است که وسط آن قوی و دو طرف آن باریک است.

سوم   نبض منقطع ، مثل حرکت انبساط و انقباض است بطوری که این انبساط  بعد از رسیدن به نزدیک انگشت وسطی می گسلد و فقط  با انگشت اشاره می توان تمام حرکت آن را دریافت کرد.

چهارم   نبض غزالی است ، و این نبض دانه‌ای است مثل قطره باران بر شیشه و مثل نبض منقطع با دانه دانه انگشتان نباض حس می شود و مانند منقطع با فشار قطع می شود و نشانگر اضطراب و استرس موجود در بیمار می باشد و گاهی علائمی از بیماریهای مختلف مانند (پرولاپس دریچه میترال و اضطراب) را به ما نشان می دهد. در نهایت نبضی است که میان حرکت آغازین و ما بعد آن سکونی وجود ندارد.

پنجم   نبض ذوالقر عتین است .

ششم   نبض مختلف القرعه است .

هفتم  نبض موجی است و این نبضی است که نرم و پهن است و در نرمی و بلندی معتدل و حرکت او در عمق و پهنا به مثل موج می باشد و این نبض همیشه پس از گرما به و شراب خوردن بسیار و در بیماریهای استسقاء (آب آوردن بدن)‌ و فالج و سکته و ذات الجنب و ذات الریه ، پدید می آید. و اگر این نوع نبض در حالت تب پدید آید نشان ‌دهنده عرق می باشد.

هشتم   نبض دودی ، نبضی است مشابه نبض موجی ولیکن بسیار کوتاه ‌تر و متواترتر مثل حرکت دود و هیچ سرعتی ندارد.

نهم  نبض نملی ، مثل حرکت مورچه بسیار تکه تکه و ریز ریز می باشد عمق و پهنا و طول آن به یک مقدار است. بیشتر نبض نوزادان تازه متولد شده اینگونه است و همینطور نبض افراد بالغی که بسیار ضعیف بنیه هستند .

دهم   نبض منشاری ، مثل موجی است که دارای بلندی است یعنی عمق دارد پهنای کم و عرض

ناهموار می باشد این نبض دارای سرعت است و صلب و سخت است بسیار نزدیک به شاهق ، این نوع نبض در رگهایی که دارای آماس‌های گرم می باشند، که پخته و یا نیمه پخته هستند پدید می‌آید و شایع است و افراد عصبی  دارای چنین نبضی هستند.

یازدهم   نبض متخلخل است .

دوازدهم   نبض متشنج است این نوع نبض دارای کشیدگی و در عین حال دارای پیچیدگی است یعنی بعد از یک حرکت طولی و کشیده به یک سری پیچیدگیها و گره‌هایی بر می خوریم که قابل حس با سر انگشتان هستند.

اگررگ ظاهرنباشد یعنی پیدا نباشد نمی توان این نوع نبض را به خوبی دریافت کرد.

این نوع نبض دارای انبساط کمتر و پوشیده تر است این نوع نبض نشانگر بیمارهای خشک می باشد با از دست دادن آب بدن همراهند، مانند (دق)

سیزدهم   نبض مرتعش ، و این نبضی می باشد که رگ دارای حرکتهای لرزان بوده بدون فشار، لمس می شود چه با تمام انگشتان و چه با یکی از انگشتان ، و این بدلیل قوی بودن و بالا بودن قوت حیوانیست که دارای خلط اضافی میباشد .

 

نبض مزاجها :

در مزاج گرم طبیعی (دموی) اگر قوت قوی باشد و رگها هم قوی باشند و نرم نبض قوی میباشد و در مزاج گرم نا طبیعی (صفراوی) اگر رگ نرم باشد و قوت بالا باشد نبض حالت خشن پیدا می کند و می گردد. در مزاج سرد و تر طبیعی مانند (بلغم) نبض یا کوتاه‌ یا متفاوت و یا کند است چرا که سردی مزاج باعث ضعف و سستی رگها می شود و نبض مزاج خشک و سرد غیر طبیعی مثل (سودا) دقیق و باریک است و سخت و سفت. گاهی اتفاق می افتد بدلیل سرد بدون یک نیمه بدن نبض یک طرف از یک شخص آرام و سست است و این به دلیل اختلالات مزاجی است که در یک طرف بدن و یا آن عضو پدید آمده است و از طرفی قسمت دیگر بدن دارای نبضی قوی و شاهق می باشد و این به‌ خلط اضافی و یا سوء مزاج در آن قسمت از بدن مربوط است. نبض مردم لاغر قویتر و کندتر از نبض مردم چاق و فربه که سست و سریع می باشند حس می شود.

 

نبض فردآبستن :

دربزرگی و سرعت و تواتر بیشتر از حال عادی فرد است این نوع نبض، نبضی دو تائی است یکی با قدرت و عمق و طول بیشتر و یکی ضعیف تر و سست تر و پیوسته این دو نبض با هم شروع به طپش می کنند.

 

تغییرنبض ازلحاظ اعراض نفسانی:

امراض نفسانی شادی و لذت و غم و اندوه و ترس و خشم را می گویند . اماخشم به دلیل آنکه روح را و قوت و حرارت غریزی را بالا می برد نبض را عظیم و بلند و سریع و متواتر می کند و اگر خشم آمیخته با ترس و خجالت باشد نبض مختلف می گردد.و لذت و شادی بدلیل آنکه هر دویشان روح را و قوت غریزی بدن را به نیکویی و بهتر از خشم‌ می ‌جنبانند نبض به طور معمول عظیم و سخت نمی شود، در این حال نبض نرمتر و موافق تر است ، ترس نبض را سریع و لرزان و مختلف و بی نظام می کند.

تمامی حقوق این سایت محفوظ است

طراحی و اجرا :گروه نرم افزاری داده 24