یک
2
سه

روش های تشخیص

روش های درمانی

 

معرفی یک گیاه دارویی مفید به جای کورتیزون برای معالجۀ رماتیسم حاد

در سال 1946 میلادی، دانشمندان پزشکی با تجسسات و تحقیقات متعددی دریافتند که در مبتلایان به رماتیسم، قسمت قشر غدد فوق کلیه ضخیم شده و عملکرد آن تا اندازه ای دچار وقفه می شود. بنابراین گفتند از همان جایی که درد شروع شده باید از همان جا هم در رفع آن کوشید. در نتیجۀ همین فکر، کندال و هنش در سال 1947، ترشح قسمت قشر غدد فوق کلیه را که بعدها به نام کورتیزون معروف شد، در اقسام رماتیسم تجویز کردند اما چون داروی مزبور بسیار گران قیمت بود و ناچار برای معالجۀ کامل یک بیمار در مدت یک سال می بایست 14000 حیوان را بکشند تا کورتیزون تهیه شود و این امر عملی نبود، برای همین دانشمندان به تجسس و تحقیق از راه های دیگر مجبور شدند و سرانجام به ساختن کورتیزون، به طور مصنوعی و به مقدار زیادی موفق گردیدند و ما ضررهای این کورتیزون مصنوعی را شرح دادیم.

مقارن همین احوال، بعضی از دانشمندان در مقام تحقیق برآمدند که آیا کورتیزون در گیاهان یا سایر مواد موجود در طبیعت یافت می شود یا خیر؟ پس از جست و جوی بسیار، گیاهی در منطقۀ لیبریا یافتند که دارای کورتیزون بود ولی چون اساساً از یک قرن، به این طرف، فکر غلطی در دِماغ بشر جای گیر شده است که اگر مفیدترین و مؤثرترین مواد دارویی نیز در یک گیاه پیدا شود باز باید متوسل به ساختن این داروها از طریق شیمیایی در آزمایشگاه شوند بنابراین، به گیاهان محتوی کورتیزون چندان اعتنایی نکردند و پس از تهیه کورتیزون مصنوعی، رشتۀ تحقیقات در گیاهان را رها کردند.

شکی نیست اگر گیاهی در طبیعت یافت شود که دارای کورتیزون یا محتوی موادی باشد که غدد فوق کلیه را به ترشح کورتیزون وادار کند، برخوردن کورتیزون که به روش مصنوعی، در لابراتوارها ساخته می شود، ترجیح خواهد داشت زیرا:

اولاً، ساختمان و تشکیلات مواد مختلف موجود در یک گیاه، طوری ترتیب داده شده که با طبیعت بدن انسان سازگارتر باشد و اثرات مواد مؤثر موجود در آن گیاه برای معالجۀ بیماری ها، به مراتب بهتر از شرایطی است که مواد مزبور را از آن گیاه استخراج و به تنهایی مصرف کنند. چرا که هر مادۀ دارویی، ضمن فوایدی که دارد دارای ضررهایی نیز هست و طبیعت با پیش بینی های قبلی، ترکیبات گیاهان را طوری آفریده است که ضررهای مواد مؤثر دارویی موجود در آن ها، خود به خود تعدیل می شود.

ثانیاً، اگر گیاهان دارویی همان طور که در طبیعت هست، مصرف شود علم طب و داروسازی از وضع مبتذل و تجاری کنونی خارج شده، به حال عادی و طبیعی خود برخواهد گشت و این دلال بازی ها، زدوبندها و غوغای داروهای اختصاصی که جهانی را به صدا درآورده و افتضاح آن همه جا برملا شده و جان و مال مردم را دستخوش خطرات مسلّم قرار داده است، از بین خواهد رفت ولی چون مؤسسات عظیم دارویی بهره های گزافی که از راه تجارت دارو به دست می آورند، از طریق گیاهان دارویی نمی توانند به دست آورند بنابراین، انظار جهانیان را دایماً متوجه داروهای ساخت لابراتوار می کنند و به طور غیرمستقیم، اهمیت و مقام گیاهان دارویی را در نظر مردم پایین می آورند و تنها علت بی ارزش جلوه کردن گیاهان دارویی در حال حاضر، همین مسئله است و بس.

اکنون، که این مقدمه معلوم شد، گوییم عدۀ زیادی گیاه در طبیعت یافت می شود که چه به علت وجود کورتیزون در آن ها و چه به علل دیگر، برای معالجۀ انواع رماتیسم حاد و مزمن مفید هستند. یکی از آن ها بید است، که به عربی آن را خلاف و به زبان فرانسوی سول و به لاتین آن را سالیکس گویند و یک نوع از آن که به بید سفید معروف است دارای خواص ضد رماتیسم است.

خاصیت اصلی بید که پوست آن در طب مصرف می شود، این است که التهاب و ورم را از بین می برد و می دانیم که کورتیزون و آسپیرین نیز عیناً همین تأثیر را دارند و به واسطۀ خواص ضدالتهابی خود، در معالجۀ رماتیسم، یعنی، التهاب مفاصل مفید واقع می شوند. در تمام کتاب های درمان شناسی کنونی، نوشته شده است که سالیسیلات دوسود بهترین داروی معالج رماتیسم است و آسپرین نیز که نام شیمیایی آن اسید استیل سالیسیلیک و یکی از مشتقات سالیسیلات دوسود است اثری شبیه به سالیسیلات دوسود دارد. نکته قابل توجه این است که تاکنون با وجود ترقیات شگرف علم طب، هیچ دارویی پیدا نشده است که به اندازۀ ترکیبات مزبور در معالجۀ رماتیسم مؤثر واقع شود. اینک، باید بدانیم که علت حسن تأثیر سالیسیلات دوسو این است که منشأ طبیعی دارد زیرا سالیسیلات دوسو را از ماده ای به نام سالیسین گرفته اند و سالیسین را در سال 1830 میلادی، شخصی به نام لروکس از پوست بید استخراج کرده است.

پزشکان قدیم ایران، قرن ها قبل از این، به خواص ضد التهابی پوست بید آگاه بودند و آن را برای معالجۀ رماتیسم به کار می بردند و پزشکان اروپا نیز به پیروی از پزشکان قدیم، پوست بید را تا اوایل قرن بیستم برای همین منظور تجویز می کردند. چنان که در کتاب پزشکی نامه، تألیف مرحوم ناظم الاطبا که در سال 1899 میلادی به طبع رسیده و مشتمل بر یک دوره قرابادین اروپایی است، ضمن شرح خواص پوست بید می نویسد: «در دفع رماتیسم مفصلی حاد چون در هر دو یا سه یا چهار ساعت فاصله، 2 گرم استعمال نمایند قوی الاثر است».

شکی نیست که منافع و فواید پوست بید از نظر معالجۀ رماتیسم، به مراتب، بر سالیسیلات دوسو و آسپرین و یا کورتیزون ترجیح دارد ولی نظر به اینکه تبلیغات قوی مؤسسات دارویی که در اطراف فرآورده های خود هیاهو برپا کرده و دایماً، نام داروهای معجزه آسای جدیدی را وِرد زبان ها ساخته اند، در ایجاد حسّ تجدد خواهی مردم تأثیر به سزایی کرده است. بنابراین، اگر در زمان حاضر، طبیبی به معالجۀ یک بیمار مبتلا به رماتیسم حاد، به وسیلۀ پوست بید یا نظایر آن مشغول شود مسلّماً مورد تمسخر همکاران قرار می گیرد و همه جا او را شماتت و سرزنش می کنند و خواهند گفت در قرن اتم که دنیا به سرعت برق پیش می رود دیگر نمی توان با پوست بید بیماران را معالجه کرد. به این جهت، نه یک پزشک حاضر است پوست بید در نسخه تجویز کند و نه یک بیمار حاضر است مدت زمانی، مرتباً، خود را تحت درمان با پوست بید قرار دهد.

این قضیه منحصر به کشور ما یا سایر کشورهای آسیایی نیست بلکه در قلب متمدن ترین کشورهای اروپا و آمریکا نیز طرز تفکر مردم از نظر تجدد خواهی چنین است. همان گونه که قبلاً خواندید که شورای تحقیقات طبی انگلستان، برای اینکه یک عده از بیماران مبتلا به رماتیسم را فقط به وسیلۀ آسپیرین معالجه کند، قرص های آسپیرین را رنگ کرد تا معلوم نشود چه دارویی است و اثر روحی در بیماران ایجاد نکند. مقصود از این اثر روحی چه بوده؟ این بوده است که اگر بیماران می گفتند ما می خواهیم مدت سه ماه شما را فقط با قرص آسپیرین معالجه کنیم، آن ها مسلّماً قبول نکرده و می گفتند چگونه با وجود داروهای جدید و معجزه آسای نوین، آسپیرین که یک داروی ساده و پیش پا افتاده است، می تواند جایی برای خود باز کند و با داروهایی که شهرت جهانی یافته قابل قیاس باشد.

ولی به هرحال، این آزمایش به عمل آمد و ثابت کرد که آسپیرین می تواند با کورتیزونف به خوبی، رقابت کند و شکی نیست که اگر بار دیگر شورای تحقیقات طبی انگلستان نظیر این آزمایش را در مورد دسته دیگری از بیماران مبتلا به رماتیسم به عمل آورد این دفعه نیمی از آنان را با آسپیرین یا کورتیزون و نیم دیگر را با پوست بید معالجه کند، معلوم خواهد شد که فواید و اثرات بید معادل با آن داروها بلکه بهتر از آن ها است.

البته چون مجلۀ ما طبی نیست، نمی تواند معالجۀ امراض را به تفصیل بیان دارد و فقط به همین اندازه اکتفا می کند که راهی جدید پیش پای محققان و متجسسان باز کرده و جاده را برای درمان امراض به وسیلۀ عوامل ساده و طبیعی صاف کند و الاّ بیماری رماتیسم و یا اصولاً هر بیماری دیگر به علل مختلف بروز می کند و برای هر علتی معالجات خاصی لازم است. مثلاً گاهی ورم لوزۀ چرکی باعث بروز حملات رماتیسم می شود، در این صورت، تا وقتی که چنین لوزه ای را قطع نکند رماتیسم معالجه نمی شود.

منظور ما از این بحث این است که در مواردی که باید کوتیزون یا سالیسیلات دوسو یا آسپیرین داد، می توان پوست بید را هم با همان موفقیت تجویز کرد. به این جهت، به پزشکان پیشنهاد می کنیم که با کمال بی پروایی و بدون واهمه از شماتت و سرزنش این و آن، در بیماران مبتلا به رماتیسم حاد هر سه ساعت یک مرتبه 2 گرم پوست بید را تجویز کنند و اثرات مفید آن را ملاحظه فرمایند و بهتر این است که پوست شاخه ها و ساقه های نازک بید را بگیرند، خشک کنند و نرم بکوبند و به کار برند.

با توجه به مشاهدات و تجاربی که در سال های اخیر، استادان و پزشکان نامور جهان کرده اند، بدین نتیجه می رسیم که مشاهدات و تجارب علمای قدیم پزشکی و مخصوصاً ابن سینا را در قلمرو مفردات پزشکی نادیده نمی توان گرفت، زیرا به تجربه ثابت شده است که اولاً، خود گیاه طبی و اصلی دارای خواصی است که گاهی برتری و امتیاز آن را بر مواد استخراج شده و عصاره ها و اسانس ها مسلّم می کند و چه بسا نتایج درخشانی در معالجۀ بیماران به ما می دهد که با تجویز مواد مؤثر سنتتیک نمی توان به دست آورد. ثانیاً، در بیش تر موارد، تجارب فیزیولوژی و شیمیایی که اخیراً در گیاهان طبی به عمل آمده، اغلب نتیجۀ آن ها تأیید نظر علمای قدیم است (اقتباس از سخنرانی آقای دکتر عباس نفیسی، استاد دانشکدۀ پزشکی تهران در جشن هزاره ابن سینا).

با پیشرفت های طب جدید مسلّم شده است که داروهای موجود در طبیعت اعم از گیاهی یا حیوانی، به صورت قابل جذب تر، موافق تر با طبع انسان بوده و مسلّماً اثراتشان با اثرات مواد سنتزی که اکثراً مغایر طبع است اختلاف دارد. وانگهی در بسیاری از مواد طبیعی مادۀ مؤثر یکی نیست و متعدد است و از مجموع عوامل مزبور، اثر درمانی مستفید می شود. بنابراین، باید کوشش کرد و داروهای شِقِّ اخیر را به پزشکان شناساند و بیماران را از منافع و فواید آن بهره مند ساخت(قسمتی از مقاله آقای ابوتراب نفیسی، استاد دانشکده پزشکی اصفهان، دربارۀ اصلاح وضع پزشکی و داروسازی در ایران).

در معالجۀ انواع رماتیسم های مزمن، نگارندۀ این سطور، پس از بیست سال تحقیق، تجربه و مقایسۀ داروهای گوناگون جدید و قدیم با یکدیگر، بالاخره روی هم رفته تأثیر حَب زیر را بهتر از سایر داروها یافتم و تجویز آن را به تمام پزشکان ایران توصیه می کنم:

اشق، مقل ازرق، مرمکی، سکبینج، صبرزرد، هلیلۀ سیاه، سورنجان مصری، از هر کدام به مقدار مساوی، حب های یک نخودی ساخته، روزی 10 حب به تدریج میل کنند.

شرح جزئیات خواص هر یک از این داروها از حوصلۀ این مقاله بیرون است ولی نمی توان به تفصیل خواص هر یک را بیان کرد. چنان که قبلاً فواید و منافع اشق را ذکر کردیم و گفتیم که یکی از موارد استعمال آن به عقیدۀ اطبای قدیم ایران، معالجۀ ورم مفاصل و عرق النسا بوده است و جمعی از پزشکان اروپا، از جمله شنیدر نیز آن را در رماتیسم مزمن با موفقیت به کار می برده است و حتی سختی مفصل مچ یک نفر بیمار را که بر اثر شکستگی استخوان پیدا شده بود با ضماد اشق(گوم آمونیاک) بهبود بخشیده است. علت حسن تأثیر اشق در این مورد این است که ورم و التهاب مفصل را از بین می برد و به عبارت دیگر محلل اورام است. گفتیم که هر گاه احتقان یا التهاب در بافت ها و اعضای بدن پیدا شود و این امر به طول انجامد، کم کم عضو مزبور سفت شده و نسجِ تصلبی در آن پیدا می شود و این پدیده در رماتیسم مزمن یا سایر بیماری های مزمن بروز می کند.

اشق به طور خوراکی در حَب یا شربت، تدریجاً تصلب و التهاب مزمن مفصل را کم کرده و در تخفیف دردهای رماتیسمی مؤثر واقع می شود. هم چنین، مقل ازرق، سکنجبین، سورنجان و سایر داروهای موجود در این حَب نیز همین تأثیر را داشته و تاکنون، در هزاران بیمار مبتلا به رماتیسم به تجربه پیوسته و مفید واقع شده است.

 

ارسال نظر


تمامی حقوق این سایت محفوظ است

طراحی و اجرا :گروه نرم افزاری داده 24